فلسفه وفواید ریش


اما در خصوص ريش‏تراشى بايد گفت: در بين مراجع كسى حكم به جواز نداده و نوعاً يا فتوا به حرمت داده‏اند يا بنابر احتياط واجب تراشيدن آن را جايز نمى‏دانند. گرچه برخى زدن ريش به صورت پرفسورى؛ يعنى، گذاشتن مو در چانه و زدن اطراف را نيز جايز مى‏شمارند. از اخبار و روايات استفاده مى‏شود كه ريش زينت و زيور مردان و باعث وقار انسان است و به وسيله آن مردان از زنان تميز داده مى‏شود. برای حرمت ریش تراشی ادله اقامه شده است که به برخی ازان ها اشاره می گردد:
یک) «ولآمرنهم فليُغيِرُنَّ خلق اللّه‏؛ خداوند از قول شيطان مى‏فرمايد كه شيطان گفت به فرزندان آدم دستور مى‏دهم كه خلقت الهى را تغيير دهند»، (نساء، آيه 118). و تراشيدن ريش نيز تغيير خلقت الهى است و تغيير خلقت الهى حرام است الا آنجايى كه دليلى بر جواز آن داشته باشيم.
دو ) حضرت امير(ع) با تازيانه در بازار حركت مى‏كردند و كسانى را كه مارماهى و ماهى‏هاى بى‏فلس مى‏فروختند مى‏زد و مى‏فرمود اى فروشندگان مُسوخ بنى‏اسرائيل و جند بنى مروان؛ شخصى از حضرت سؤال كرد جندبنى مروان كيانند؟ حضرت فرمود: اقوامى بودند كه ريش خود را مى‏تراشيدند و سبيل‏هاى خود را تاب مى‏دادند.
سه ) امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «حفوا الشوارب واعفوا للحى ولا تشبهوا بالمجوس؛ شارب خود را بچينيد و ريش خود را بگذاريد و شبيه مجوس نشويد، زيرا مجوسيان ريش خود را مى‏تراشند و سبيل خود را مى‏گذاردند اما ما شارب خود را مى‏زنيم و ريش را مى‏گذاريم كه مطابق فطرت است».
چهار)رسول خدا(ص) مى‏فرمايد: «ان المجوس جزوا الحاهم و وفروا شواربهم و انا نحن نجز الشوارب و نعفى اللحى و هى الفطرة؛ مجوس ريش خود را مى‏تراشند و شارب‏هاى خود را بلند مى‏گذارند واما ما شوارب را مى‏زنيم و ريش مى‏گذاريم كه مطابق فطرت است».
پنج ) در كتاب سيرة‏النبويه و الاثار المحمديه و جلد 6 بحارالانوار آمده است كه پيامبر به دو فرستاده خسرو پرويز پادشاه ايران فرمود: واى بر شما چه كسانى شما را امر كرده كه ريش‏ها را بتراشيد و سبيل بگذاريد. عرض كردند پروردگار ما (كسرى). رسول خدا فرمود: «لكن ربّى امرنى باعناء لحيتى و قص شاربى؛ پروردگار من مرا امر كرده كه ريش خود را بگذارم و شاربم را كوتاه كنم» . البته روايات ديگرى نيز هست كه در اين مختصر نمى‏گنجد. گفتنى است كه حرمت تراشيدن ريش اجماعى است؛ شيخ بهايى در كتاب اعتقادات مى‏فرمايد: «تراشيدن ريش مانند ساير گناهان (قمار، سحر، رشوه) است و احدى از علماى اعلام در حرمت ريش تراشى خدشه نكرده‏اند. نيز محقق داماد در رساله خود (الشارع النجاة) آورده: «ان حلق اللحية حرام بالاجماع؛ تراشيدن ريش به اجماع همه علما حرام است». ضمنا سيره قطعيه متدينين از زمان حضرت آدم تا خاتم و حضرات ائمه معصومين(ع) بر اين بوده است و در تاريخ نمى‏يابيم كه پيامبران الهى و اوصياى آنها و پيامبر اسلام و اوصياى آن حضرت و متدينين به آن حضرات ريش خود را تراشيده باشند.

از نظر دندانپزشكان نیز وجود محاسن در صورت ،براى حفاظت از لثه‏ها و دندانها مفيد است. از نظر متخصصين پوست نيز وجود محاسن در صورت رعايت نظافت و اصول بهداشتى براى حفاظت از پوست و لطافت آنها مفيد است، مگر در مورد كسانى كه گرفتار قارچ‏هاى پوستى و ... باشند كه مساله‏اى استثنايى است. بنا بر این وجود محاسن متناسب با ساختار طبيعى بدن مرد وموجب زیبای او بوده وهست ، و تراشيدن آن تشبه به زنان مى‏باشد . از این رو،اختصاص دادن احکام وفوایدریش را به ادوار گذشته نطریه غیر کارشناسانه است.