با عرض سلام و ادب خدمت همه بیننده گان و دست اندر کاران وبلاگ!
نظر من اینه که همه من و شما به یکبار به دین و مذهب اهل سنت ایمان بیاوریم و دست از دروغ های آخوند ها و ورافض برداریم و به آخرت خود توجه کنیم. به قول علماء اهل سنت خلفای راشدین در قرآن از آنها به نیکی یاد شده و ما جر نفرین و لعنت بر ایشان کاری نداریم.

با سلام دوست عزیز در واقع سنی اصلی ما شیعیان هستیم نکنه جمله عمر را در اینکه در زمان وفات پیامبر را فراموش کردید حسبنا کتاب الله (گفت کتاب خدا مارا کافی است این مرد((پیامبر))هذیان می گوید؟آیا این جمله به معنی حذف سنت نیست؟ ولی ما میگوییم در کنار کتاب خدا سنت و اهل بیت و عترت پیامبر نیاز داریم که در صحیح مسلم ودیگر کتاب های صحیحتان آمده است. گفته اید: به قول علماء اهل سنت خلفای راشدین در قرآن از آنها به نیکی یاد شده و ما جر نفرین و لعنت بر ایشان کاری نداریم.!!!چطور ما تا اسم امامان را می آوریم میگویید در قرآن اسمی از امامان برده نشده است!!!حال اینکه در کجا قرآن نامی از خلفای شما شده است به ما نشان دهید؟؟؟؟خداوند در جای جای قرآن منافقین  را لعنت کرده حتی خود پیامبر حتی حضرت زهرا اجازه نداده ابوبکر بر جسدش نماز بخواند_در صحیح مسلم هست که حضرت علی ابوبکر و عمر را خایین میداند

موفق باشی باز به وبلاگ ما سر بزن

مهر پیامبر

ادامه نوشته

وصیت نامه امام حسن

وصیت امام حسن علیه السلام

این وصیتى است كه از امالى شیخ طوسی (ره) نقل شده كه به برادرش امام حسین علیه السلام فرمود:

" این است آنچه وصیت مى‏كند بدان حسن بن على به برادرش حسین بن على: وصیت مى‏كند كه گواهى دهد معبودى جز خداى یكتا نیست كه شریك ندارد ، پس پرستش مى‏كند او را بدان جهت كه شایسته ی پرستش است ، شریكى در سلطنت ندارد و سرپرستى از خوارى براى او نیست و به راستى كه او هر چیز را آفریده و اندازه ی آن را به خوبی مقدر ساخته و شایسته ‏ترین معبود و سزاوارترین كسى است كه او را ستایش كنند ، هر كه از او فرمانبردارى كند راه رشد را یافته ، و هر كس كه نافرمانیش را كند به گمراهى و سرگشتگى می افتد و هر كس به سوى او بازگردد هدایت گشته است.

من تو را سفارش مى‏كنم ( اى حسین ) به بازماندگانم از خاندان و فرزندان و خانواده خودت كه از بدكارشان درگذرى و از نیكوكارشان بپذیرى ، و براى آنها جانشین و پدرى مهربان باشى ، و دیگر آن كه مرا کنار رسول خدا دفن نمایی كه من به او و خانه او شایسته ‏تر از دیگران هستم...

و اگر از این كار مانع شدند و جلوگیرى كردند ، من تو را به حق قرابت و نزدیكى كه خدا براى تو قرار داده و قرابتى كه با رسول خدا دارى سوگند مى‏دهم كه اجازه ندهى در این راه به خاطر من خون ریخته شود تا آنگاه كه رسول خدا (ص)را دیدار كنیم و شكایت ‏خود به نزد او بریم ، و آنچه از این مردم پس از وى بر سر ما رفته ، به او گزارش كنیم ... "

این را فرمود و از دنیا رفت . درود خدا بر او باد .

و در روایت مفید (ره) این گونه است كه پس از جریان مسموم شدن خود فرمود:

چون من از دنیا رفتم ، چشم مرا بپوشان ، مرا غسل ده و كفن نما ، سوى قبر جدم رسول خدا (ص) ببر تا دیدارى با او تازه كنم ، سپس به سوى قبر جده ‏ام فاطمة بنت اسد رضى الله عنها ببر و در آنجا دفنم كن ، و ‏بدان اى برادر كه مردم گمان دارند شما مى‏خواهید مرا كنار رسول خدا (ص) به خاك بسپارید ، پس در این باره گرد آیند و از شما جلوگیرى كنند ، تو را به خدا سوگند دهم مبادا به خاطر من به اندازه ی ذره ای خون ریخته شود

پى‏نوشتها:

بحار الانوار، ج 44، صص 152-151.

ارشاد شیخ مفید، ج 2، ص 14

 

اهمیت کینه زدایی

 

یکی از ویژگی های مردان و زنان خداجو، پرهیز از کینه توزی است. آنان آرزومندند که دل های شان همچون دل های بهشتیان، تهی از کینه و دشمنی مؤمنان شود. در کریمه قرآنی آمده: «وَلاَ تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلّا لِلَّذِینَ آمَنُوا؛ در دل هایمان از آنان که ایمان آورده اند، کینه ای قرار مده.» (حشر: 10) در مقابل، آنان که به خدا و سرای آخرت ایمان ندارند، کینه دیگران را در دل جای می دهند و در کمین فرصتی برای انتقام گیری هستند. «کینه توزی و دشمنی، نفس قدسی انسان را بیمار می سازد و همیشه روح، از آن در آزار است. همچنین آدمی را از بساط قرب الهی دور و از هم نشینی با ساکنان عالم قدسی محروم می کند و صاحب خود را از آنچه شیوه اهل ایمان و نیکان است، باز می دارد. کینه توزی، از گناهان عارضی مهم دل به شمار می آید. وقتی انسان از کسی خشمگین می شود، در حالی که زمینه انتقام جویی برایش فراهم نباشد، دشمنیِ او را به دل می گیرد. در این صورت، حالتی در دل او شکل می گیرد که به آن، «کینه» می گویند. این حالت، مناسب مؤمنان نیست. حضرت علی علیه السلام در سفارش، برای کینه زدایی از دل ها می فرماید: «طَهِّرُوا قلوبَکم من الْحِقد فانّهُ داءٌ مرمی؛ دل ها را از کینه پاک سازید، زیرا کینه توزی دردی مهلک است.» انسان های کینه توز، طبعی پست و فرومایه دارند و چون از دشمن خود انتقام می کشند، حالت سرمستی و غرور می یابند و دل های آدمیان پست و مغرور، نور الهی را بر نمی تابد. ازاین رو، خداوند در قرآن مجید می فرماید: «مؤمنان از خدا می خواهند که دل شان را از کینه دیگران پاک سازد». (حشر: 10)

از امام علی علیه السلام نیز نقل می کنند: «رأسُ العیُوبِ الْحِقْدِ؛ کینه توزی در رأس عیب هاست».

پیام متن:

1. کینه توزی، نوعی دل مشغولی برای انتقام جویی و خارج شدن از جاده سلامت نفس است.

2. مؤمنان پاک دل، هیچ گاه در دل هایشان کینه را جای نمی دهند.

کینه ها، مانعی بر سر راه تکامل آدمی

کینه توزی، همان گونه که برای حرکت دل به سوی کمال مانع است، از خردورزی و عقلانیت آدم ها نیز جلوگیری می کند؛ زیرا کینه توزی و حس انتقام جویی، به آدمی این اجازه را نمی دهد که درباره دیگران درست بیندیشد و آنها را دقیق بشناسد. پس شناخت درست و استدلال منطقی و نتیجه گیری مطمئن زمانی امکان پذیر است که عقل آدمی، از هرگونه محدودیتی آزاد باشد. بدیهی است که کینه توزی، اندیشه و نتیجه آن را به سمتی نادرست می کشاند و عقل را وا می دارد که در جهت انتقام گرفتن از دیگران و برای ضربه زدن به آنها حرکت کند. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «سلاحُ الشّرِّ الحِقد؛ کینه ابزار شرارت و فتنه است».

برای رهایی از چنین دل مشغولی هایی، باید با عزم و توان بسیار، برای کینه زدایی و پالایش قلب از این دشمن خطرناک کوشید. حضرت علی علیه السلام در سخنی دیگر می فرماید: «مَنْ اَطْرَحَ الْحِقْد اِسْتراحَ قَلْبُهُ ولُبُّه؛ کسی که کینه را دور بریزد، دل و عقلش آسوده می شود.» در واقع، انسان ها در پی زندگی آرام و سرشار از محبت و به دور از شعله های کینه و نفرت هستند؛ زیرا نیک می دانند که کینه، شاخ و برگ و ریشه درخت معنویت را می سوزاند. کینه توزی افزون بر فرد، اجتماع را نیز به جهنمی از فتنه ها، آشوب ها و دشمنی ها تبدیل می سازد. پس چه خوب است، از آتش کینه توزی دوری و به سفارش رسول رحمت صلی الله علیه و آله عمل کنیم که فرمود: «دنیا کوچک تر و بی ارزش تر و ناچیزتر از آن است که در آن، از کینه ها پیروی شود.» آری، مؤمن کینه به دل نمی گیرد و به فرمایش امام صادق علیه السلام :

حِقْدُ المُؤمن مُقامَةٌ ثم یُفارق اخاه فلا یَجِد علیه شیئا و حِقْدُ الکافِر دَهْرُه.

کینه مؤمن، لحظه ای است و چون از برادر دینی خود جدا شود، کینه او را در دل نگه نمی دارد، ولی کینه کافر، دائمی است.

پیام متن:

مؤمن هیچ گاه کینه برادر دینی اش را در دل نگه نمی دارد، چون نیک می داند که کینه، از ابزار بدی ها و دشمنی و دل مشغولی هاست و با روح ایمانی او ناسازگار است.

تأثیر کینه توزی بر فرد و جامعه

کینه توزی، در جامعه فتنه و آشوب می آفریند و هرگاه بر شمار کینه توزان افزوده شود، این دشمنی به بیماری تبدیل خواهد شد که زندگی و پیشرفت جامعه را به شدت تهدید می کند. در محیط کار، کینه توزی به تحقیر شخص مورد کینه می انجامد. بدین ترتیب، زمینه بی توجهی یا کم توجهی به او را فراهم می سازد و خواسته یا ناخواسته، همدلی و همکاری، از این محیط رخت بر می بندد و کارها به سامان نمی رسد. اینکه انتظار داریم، آدمی هیچ گاه به خشم و غضب دچار نشود، بسیار سخت و مشکل است، ولی می توان خشم را گذرا و بی کینه کرد. بی شک، مؤمنان و انسان های درستکار نیز گاهی به خشم و غضب گرفتار می شوند، ولی هرگز خشم و عصبانیت آنها به سرحد گناه و کینه توزی نمی رسد؛ زیرا خشم آنها از دو حال خارج نیست: یا خشم شان زودگذر است و پس از فروکش کردن خشم، هیچ کینه ای در دل آنها باقی نمی ماند، یا اینکه اگر کینه ای هم در دل شان باقی بماند، از آن بسیار اندوهناک هستند و می کوشند تا ریشه این صفت زشت را از دل خویش برکنند. شایسته است که به فرموده امام صادق علیه السلام نیز دقت کنیم که:

المُؤمنُ یَحقِد مادام فی مَجلسِهِ فَاذا قامَ ذَهَب عَنْهُ الْحِقد.

مؤمن وقتی در مجلس است [ممکن است] دچار کینه شود، ولی آن گاه که از مجلس خارج شد، کینه هم از دل او می رود.

امام علی علیه السلام نیز می فرماید: «تنها کسانی عاقل هستند که کینه ها را از دل بیرون کنند».

پیام متن:

1. کینه توزی، فرد و جامعه را از رشد و پیشرفت باز می دارد.

2. هیچ گاه دل مؤمن، قرارگاه کینه توزی نخواهد شد.

برخی عوامل کینه توزی

گفت وگو، گاه برای حقیقت جویی است، ولی گاهی گفت وگو با هدفی نادرست مانند فضل فروشی و به رخ کشیدن برتری در دانش صورت می گیرد. اگر هدف گفتمان، پست و ناشایست باشد، تلاش هر یک از دو طرف گفت وگو آن است که طرف دیگر را محکوم و سخن خود را حاکم کند. گاهی حتی پس از آنکه به روشنی ثابت می شود که حق با او نیست، باز هم با همه وجود بر دیدگاه خویش پافشاری می کند و از پذیرش حق روی بر می تابد. این حالت را (مِراء) می گویند که ائمه نیز در روایت ها به شدت از آن نهی می کنند. یکی دیگر از عوامل کینه توزی، سخن چینی و شوخی های بیش از اندازه و بدون مرز است. زشتی بدگویی و سخن چینی، در نهایت آشکار می شود و به گوش کسی که از او بد گفته اند، خواهد رسید و همین امر، سبب ایجاد کینه و دشمنی میان شان خواهد شد. امیر مؤمنان علی علیه السلام ، سخن چینی را از عوامل مهم کینه توزی می داند و می فرماید: «اِیّاکم والنمائم فَاِنَّها تُورثُ الضَغائن؛ از سخن چینی بپرهیزید که کینه توزی می آورد.» در روایتی دیگر، آن حضرت می فرماید: «از سخن چینی بپرهیزید که در دل های مردان، کینه توزی می آفریند.» در برخی دیگر از روایت ها، شوخی های بی اساس و بدون مرز، از اسباب کینه توزی معرفی می شود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «از شوخی بپرهیزید، زیرا بدخواهی می آورد و کینه بر جای می گذارد و دشنام کوچک به شمار می رود».

پیام متن:

برای رهایی از کینه توزی، باید از عوامل آن همانند مراء، شوخی های بیش از حد و سخن چینی دوری کرد.

 

 

احادیث در مورد  کینه

1- پروری از کینه در دنیا

امام على عليه السلام:

اَلدُّنيا أَصغَرُ وَ أَحقَرُ وَ أَنزَرُ مِن أَن تُطاعَ فيهَا الحقادُ؛

دنيا كوچك تر و حقير تر و ناچيز تر از آن است كه در آن ازكينه ها پيروى شود.

(غررالحكم، ج2، ص 52، ح1804)

2- نابودگری کینه

امام على عليه السلام:

اَلغِلُّ يُحبِطُ الحَسَناتِ؛

كينه، خوبى ها را نابود مى كند.

(غررالحكم، ج1، ص 168، ح6429)

3- نتیجه دوری از کینه

امام على عليه السلام:

مَنِ اطَّرَحَ الحِقدَ استَراحَ قَلبُهُ وَلُبُّهُ؛

هر كس كينه را از خود دور كند، قلب و عقلش آسوده گردند.

(غررالحكم، ج5، ص 326، ح8584)

4- نتیجه کینه توزی

امام على عليه السلام:

سَبَبُ الفِتَنِ الحِقدُ؛

علت فتنه ها و آشوب ها كينه توزى است.

(غررالحكم، ج4، ص 121، ح5522)

5- شیعه دور از کینه

امام حسين عليه السلام:

إنَّ شيعَتَنا مَن سَلِمَت قُلوبُهُم مِن كُلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ؛

بى گمان شيعيان ما دل هايشان از هر خيانت، كينه و فريبكارى پاك است.

(بحارالانوار، ج68، ص156، ح11)

6- راه نابودی کینه ها

رسول اكرم صلى الله عليه و آله:

تَهادَوا فَإِنَّها تَذهَبُ بِالضَّغائِنِ؛

به يكديگر هديه بدهيد، زيرا كينه ها را از بين مى برد.

(كافى، ج5، ص 144، ح14)

7- راه مورد کینه واقع نشدن

امام على عليه السلام:

اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَيرِكَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِكَ؛

براى دِرو كردن بدى از سينه ديگران، آن را از سينه خودت ريشه كَن كُن.

(نهج البلاغه، حكمت 178)

8- راه ایجاد کینه

امام على عليه السلام:

اِحتَمِل أَخاكَ عَلى ما فيهِ وَلاتُكثِرِ العِتابَ، فَإِنَّهُ يورِثُ الضَّغينَةَ؛

برادرت را با همان وضعى كه دارد تحمل كن و زياد سرزنش نكن، زيرا اين كار كينه مى آورد.

(تحف العقول، ص84)

9- کینه در سختی ها

امام على عليه السلام:

عِندَ الشَّدائِدِ تَذهَبُ الأَحقادُ؛

در هنگام سختى ها و گرفتارى ها كينه ها از بين مى رود.

(غررالحكم، ج4، ص323، ح6212)

10- گلایه بهتر از کینه

امام هادى عليه السلام:

اَلعِتابُ مِفتاحُ الثِّقالِ وَالعِتابُ خَيرٌ مِنَ الحِقدِ؛

گلايه كردن كليد سرسنگينى و بهتر از كينه است.

(بحارالأنوار، ج78، ص369، ح4)

11- گذشت نابودگر کینه

رسول اكرم صلى الله عليه و آله:

تَعافَوا تَسقُطِ الضَّغائِنُ بَينَكُم؛

از يكديگر گذشت كنيد، تا كينه هاى ميان شما از بين برود.

(كنزالعمال، ج3، ص373، ح7004)

12- کینه حسود

امام على عليه السلام:

اَلحَسودُ سَريعُ الوَثبَةِ، بَطى ءُ العَطفَةِ؛

حسود زود خشمگين مى شود و دير كينه از دلش مى رود.

(بحارالأنوار، ج73، ص256، ح29)

13- آثار کینه توزی

امام على عليه السلام:

اَلْحَقودُ مُعَذَّبُ النَّفْسِ، مُتَضاعَفُ لهَمِّ ؛

كينه‏توز، روحش در عذاب است و اندوهش دو چندان.

(غررالحكم، ح 1962)

14- هدیه از بین برنده کینه

رسول اكرم صلى الله عليه و آله:

الهَدِيَّةُ تُذهِبُ الضَّغائنَ مِن الصُّدورِ؛

هديه دادن، كينه‏ ها را از سينه ‏ها مى‏برد.

 

 

ویژه نامه اربعین

دشمنان امام حسين(ع) تلاش كردند تا حادثه كربلا به كلي فراموش شود و حتي كساني را كه براي زيارت امام حسين(ع) مي آمدند شكنجه مي كردند و مي كشتند، در زمان متوكل خليفه عباسي، همه قبرهاي كربلا را شخم زدند، مزرعه كردند .

* پرسش:
روز اربعين امام حسين(ع) به طور طبيعي اين سؤال به ذهن متبادر مي شود كه چرا فقط براي امام حسين(ع) روز اربعين تعيين شده است و براي امامان ديگر حتي پيامبراعظم(ص) مراسم روز اربعين نداريم؟

* پاسخ:
درپاسخ به اين سؤال شايسته است به نكات كليدي كه روز اربعين را فقط براي امام حسين(ع) تثبيت كرده است به شرح زير اشاره نماييم:
1- در رقم اربعين خصوصيتي وجود دارد كه ساير ارقام آن خصوصيت را ندارد. غالب انبيا در سن چهل سالگي به مقام رسالت رسيده اند. وقتي موسي(ع) تقاضاي ملاقات خصوصي با خدا كرد. ذات اقدس الله مدت مناجات را چهل شب قرار داد. گفته اند در نماز شب چهل مؤمن را دعا كنيد. همسايه ها تا چهل خانه را گرامي بداريد. كسي كه چهل حديث را حفظ و بدان عمل كند خداوند چشمه هاي حكمت را از دلش بر زبانش جاري مي گرداند و...
2- فداكاري هاي امام حسين(ع) دين را زنده كرد و نقش او در زنده نگه داشتن دين اسلام كاملا ويژه و منحصر به فرد است. بنابراين حماسه ها و فداكاري هاي امام حسين(ع) را بايد زنده نگه داشت چون زنده نگه داشتن دين اسلام است و گرامي داشت روز عاشورا و اربعين، درحقيقت تلاشي است در جهت زنده نگه داشتن دين اسلام و مبارزه با دشمنان دين و معنويت.

3- مصائب امام حسين(ع) براي هيچ امام و پيامبري پيش نيامده است. به بيان ديگر مصيبت امام حسين(ع) و حوادث كربلا، از همه مصيبت ها بزرگتر و سخت تر بود اگر عامل ديگري هم دركار نبود، همين عامل كافي بود كه نشان بدهد چرا براي امام حسين(ع) بيش از امامان ديگر و حتي بيش از پيامبر اسلام(ص) عزاداري و مراسم سوگواري و مديحه سرايي متعددي برپا مي كنيم.

4- درماه محرم سال 61 (هـ.ق) امام حسين(ع) فرزندان، خويشان و ياران آن حضرت را كشتند و اسيران كربلا را به كوفه و شام بردند و همين اسيران داغديده روز اربعين شهادت امام حسين(ع) و يارانش به كربلا رسيدند و همه مصايب روز عاشورا در آن روز تجديد شد و آن روز، روز سختي براي خاندان پيامبر(ص) بود.

5- دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسين(ع) قصد نابودكردن دين اسلام را داشتند. دشمنان امام حسين(ع) تلاش كردند تا حادثه كربلا به كلي فراموش شود و حتي كساني را كه براي زيارت امام حسين(ع) مي آمدند شكنجه مي كردند و مي كشتند، در زمان متوكل خليفه عباسي، همه قبرهاي كربلا را شخم زدند، مزرعه كردند و مردم را از آمدن براي زيارت قبر امام حسين(ع) منع كردند. شيعيان هم براي مقابله با اينها، از هر مناسبتي استفاده مي كردند و حادثه كربلا را احيا مي كردند كه يكي از اين مناسبتها حادثه روز اربعين است.

6- يكي از نشانه هاي مومن، زيارت امام حسين(ع) در روز اربعين است. از حضرت امام حسن عسگري(ع) روايت شده است كه «علامتهاي مؤمن پنج چيز است، پنجاه و يك ركعت نماز فريضه و نافله در شبانه روز، زيارت اربعين، انگشتر به دست راست كردن، پيشاني برخاك نهادن درسجده و بسم الله را بلندگفتن»(1) بنابراين يكي از وظايف شيعيان را اهتمام به زيارت اربعين برشمرده اند

جابر نخستین زائر امام حسین (ع)

ادامه نوشته

تفسیر حمد 1

برو بخون این قشنگه
ادامه نوشته

ويژگيهاى سوره حمد

حتما به ادامه مطلب برو و بخون جالبههههههههههه

ادامه نوشته

متن کامل خطبه غدیر خم با ترجمه فارسی

ادامه نوشته

تفسیر آیات قرآن

ادامه نوشته

آيا روايت معتبرى در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده

 

 

 

پاسخ

ادامه نوشته

 

متن عربی آیه : فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ   

پس هر كه بعد از ستم كردنش توبه آرد و اصلاح نمايد، خدا توبه او را مى‏پذيرد كه خدا آمرزنده‏ى مهربان است

 

بيان‌ حال‌ سيّد الشّهداء عليه‌ السّلام‌ در خلوت‌ با محبوب‌

عالي‌ترين‌ اسوه‌ و الگوي‌ فناي‌ در ذات‌ حقّ تعالي‌ آن‌ امام‌ معصوم‌ بود ـ روحي‌ و أرواحُ العالَمينَ فداه‌ ـ كه‌ نه‌ تنها در روز عاشورا از هرچه‌ بود گذشت‌، بلكه‌ نفس‌ مقدّسش‌ در راه‌ خدا اينطور بود. سيّد الشّهداء عليه‌ السّلام‌ در روز عاشورا سيّدالشّهداء نشد؛ قبلاً هم‌ همينطور بود، نفسش‌ اينگونه‌ بود. روز عاشورا روز تجلّي‌ و ظهور بود، روز انكشاف‌ بود كه‌ بر اهل‌ عوالم‌ و خلائق‌ روشن‌ كرد آنچه‌ را كه‌ بايد روشن‌ نمايد.

 

 

عشقبازي‌ كار هر شيّاد نيست

‌ اين‌ شكارِ دام‌ هر صيّاد نيست‌

 

عشق‌ از معشوقه‌ اوّل‌ سر زند

تا به‌ عاشق‌ جلوۀ ديگر كند

 

تا به‌ حدّي‌ بگذرد هستي‌ ازو

سر زند صد شورش‌ و مستي‌ ازو

 

طالب‌ اين‌ مُدّعَي‌ خواهي‌ اگر

بر حسين‌ و كربلايش‌ كن‌ نظر

 

روز عاشورا شه‌ دنياي‌ عشق

‌ كرد رو به‌ جانب‌ سلطان‌ عشق‌

 

بارالها اين‌ سرم‌ اين‌ پيكرم‌

اين‌ علمدار رشيد اين‌ أكبرم‌

 

 

 

اين‌ سُكينه‌ اين‌ رقيّه‌ اين‌ رباب

‌ اين‌ تنِ عريان‌ ميان‌ آفتاب‌

 

اين‌ من‌ و اين‌ ذكر يا رب‌ يا ربم

‌ اين‌ من‌ و اين‌ ناله‌هاي‌ زينبم‌

 

پس‌ خطاب‌ آمد زحقّ كاي‌شاه‌عشق

‌ اي‌ حسين‌ اي‌ يكّه‌تاز راه‌ عشق‌

 

گر تو بر ما عاشقي‌ اي‌ محترم‌

پرده‌ برچين‌ من‌ ز تو عاشق‌ترم‌

 

هرچه‌ از دست‌ داده‌اي‌ در راه‌ ما

مرحبا صد مرحبا خود هم‌ بيا

 

خود بيا كه‌ مي‌كشم‌ من‌ ناز تو

عرش‌ و فرشم‌ جمله‌ پا انداز تو

 

خود بيا كه‌ من‌ خريدار توام

‌ مشتري‌ بر جنس‌ بازار توام‌

 

ليك‌ خود تنها ميا در بزم‌ يار

خود بيا و اصغرت‌ را هم‌ بيار

 

خوش‌ بود در بزم‌ ياران‌ بلبلي

‌ خاصه‌ در منقار او باشد گلي‌

 

خود تو بلبل‌، گل‌ عليّ أصغرت

‌ زودتر بشتاب‌ سوي‌ داورت‌


 

 

به‌ خلق‌ مثل‌ محمّد به‌ خوي‌ مثل‌ عليّ

به‌ روي‌ از همۀ خلق‌، خلقت‌ حسني‌

 

همان‌ حسين‌ غريبي‌ كه‌ روز عاشورا

جهان‌ مصالحه‌ كردي‌ به‌ كهنه‌ پيرهني‌