توسل و شفاعت

بسم الله الرحمن الرحيم

با سلام وعرض ادب ،خواستار رفع ابهام در مورد زير ميباشم.

. فرقة وهابيت كه اخيراً در ميان اهل تسنن پيدا شده، پيروان محمد بن عبدالوهاب مي باشند كه وي تابع ابن تيميه حنبلي شامي بوده است. او مدعي شد كه برخي از افكار مسلمانها مثل اعتقاد به شفاعت و بعضي از كارهايشان مثل توسل جستن به پيامبران و اولياء الهي، شرك است. ولي ساير مسلمانها نظر وهابيت را ردّ نموده و اينگونه اعتقاد و اعمال را مخالف توحيد در عبادت نمي دانند.

دلايل اثبات کننده براي مخالفت با اين ادعاي وهابيت چيست؟؟؟

 سوال از موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر

در پناه حق

پاسخ :


تعريف شفاعت نزد اهل لغت ........ادامه مطلبو مطالعه کنید

ادامه نوشته

توسل2

كسانى كه شرك را به معنى «تعلق و توسل به غير خدا» تفسير مى‏كنند، حرفشان تنها در صورتى صحيح است كه ما براى ابزار و وسائط موجود، «اصالت و استقلال‏» قائل شويم، وگرنه چنانچه آنها را وسايلى بدانيم كه، به مشيت و اذن الهى، ما را به نتيجه مى‏رسانند از مسير توحيد خارج نشده‏ايم، و اصولا زندگى بشر از روز نخست‏بر اين اساس، يعنى استفاده از وسائل ووسائط موجود، استوار بوده و پيشرفت علم و صنعت نيز در همين راستا صورت گرفته و مى‏گيرد.

ظاهرا توسل به اسباب طبيعى مورد بحث نيست; سخن درباره اسباب غير طبيعى است كه بشر جز از طريق وحى راهى به شناخت آنها ندارد. هرگاه در كتاب و سنت چيزى به عنوان وسيله معرفى شده باشد، تمسك به آن همان حكمى را دارد كه در توسل به امور طبيعى جارى است. بنابر اين، ما زمانى مى‏توانيم با انگيزه دينى به اسباب غير طبيعى تمسك جوييم، كه دو مطلب ملحوظ نظر قرار گيرد:

1. از طريق كتاب و سنت، وسيله بودن آن چيز براى نيل به مقاصد دنيوى يا اخروى ثابت‏شود;

2. براى اسباب و وسائل، هيچ‏گونه اصالت و استقلالى قائل نشده و تاثير آنها را منوط به اذن و مشيت الهى بدانيم.

قرآن كريم، ما را به بهره گرفتن از وسائل معنوى دعوت كرده مى‏فرمايد:‹

‹يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله وابتغوا اليه الوسيلة و جاهدوا في سبيله لعلكم تفلحون›› (مائده/35):
اى افراد با ايمان خود را از خشم و سخط الهى واپاييد، وبراى تقرب به او وسيله‏اى جستجو كنيد، و در راه وى جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد.

بايد توجه نمود كه وسيله به معناى تقرب نيست، بلكه چيزى است كه مايه تقرب به خدا مى‏گردد و يكى از طرق آن، جهاد در راه خدا است كه در آيه ذكر شده است و در عين حال مى‏تواند، چيزهاى ديگر نيز وسيله تقرب باشد. (1)

ثابت‏شد كه توسل به اسباب طبيعى وغير طبيعى(به شرط اينكه، رنگ استقلال در تاثير به خودنگيرند) عين توحيد است. شكى نيست كه انجام واجبات و مستحبات، همچون نماز و روزه و زكات و جهاد و غيره در راه خدا، همگى وسايل معنوى‏يى هستند كه انسان را به سر منزل مقصود، كه همان تقرب به خداوند است مى‏رسانند. انسان در پرتو اين اعمال، قيقت‏بندگى را مى‏يابد و در نتيجه به خدا نزديك مى‏شود. ولى بايد توجه نمود كه وسايل غير طبيعى، منحصر به انجام امور عبادى نيست، بلكه در كتاب و سنت‏يك رشته وسايل معرفى شده كه توسل به آنها استجابت دعا را به دنبال دارد كه ذيلا برخى از آنها را يادآور مى‏شويم:
1. توسل به اسما و صفات حسناى الهى كه در كتاب و سنت وارد شده است، چنانكه مى‏فرمايد: ‹‹و لله الاسماء الحسنى فادعوه بها›› (اعراف/180): اسماء حسنى مخصوص خداوند است، پس خداوند را به وسيله آنها بخوانيد. در ادعيه اسلامى، توسل به اسما و صفات الهى فراوان وارد شده است.

2. توسل به دعاى صالحان كه برترين نوع آن توسل به ساحت پيامبران و اولياى خاص خداوند است تا براى انسان از درگاه الهى دعا كنند.

قرآن مجيد به كسانى كه بر خويشتن ستم كرده‏اند (گنهكاران) فرمان مى‏دهد سراغ پيامبر روند و در آنجا هم خود طلب مغفرت كنند، و هم پيامبر براى آنان طلب آمرزش كند. و نويد مى‏بخشد كه: در اين موقع خدا را توبه پذير ورحيم خواهند يافت، چنانكه مى‏فرمايد:

‹‹و لو انهم اذظلموا انفسهم جاؤوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما›› (نساء/64)

در آيه ديگر، منافقان را نكوهش مى‏كند كه چرا هرگاه به آنان گفته شود سراغ پيامبر بروند تا در باره آنان از خداوند طلب آمرزش كند، سرپيچى مى‏كنند؟! چنانكه مى‏فرمايد:

‹‹و اذا قيل لهم تعالوا يستغفر لكم رسول الله لووا رؤوسهم ورايتهم يصدون و هم مستكبرون›› (منافقون/5).

از برخى از آيات بر مى‏آيد كه در امتهاى پيشين نيز چنين سيره‏اى جريان داشته است. فى‏المثل، به صريح قرآن، فرزندان يعقوب عليه السلام از پدر خواستند بابت گناهانشان از خدا براى آنان طلب آمرزش كند و يعقوب نيز درخواست آنان را پذيرفت و وعده استغفار داد:

‹‹يا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا كنا خاطئين× قال سوف استغفر لكم ربى انه هو الغفور الرحيم›› (يوسف/97-98).

ممكن است گفته شود: توسل به دعاى صالحان، در صورتى عين توحيد (ويا لااقل مؤثر) است كه كسى كه به او توسل مى‏جوييم در قيد حيات باشد، ولى اكنون كه انبيا و اوليا از جهان رخت‏بر بسته‏اند، چگونه توسل به آنان مى‏تواند مفيد و عين توحيد باشد؟

در پاسخ به اين سؤال يا ايراد، دو نكته را بايستى يادآور شويم:

الف - حتى اگر فرض كنيم شرط توسل به نبى يا ولى حيات داشتن آنهاست، در اين صورت توسل به انبيا و اولياى الهى پس از مرگ آنان، تنها كارى غير مفيد خواهد بود، نه مايه شرك; واين نكته‏اى است كه غالبا از آن غفلت‏شده، و تصور مى‏گردد كه حيات و موت، مرز توحيد و شرك است! در حاليكه بر فرض قبول چنين شرطى (حيات انبيا و اوليا در هنگام توسل ديگران به آنان)، زنده بودن شخص نبى و ولى، ملاك مفيد و غير مفيد بودن توسل خواهد بود، نه مرز توحيدى بودن و شرك آميز بودن عمل!

ب - مؤثر و مفيد بودن توسل دو شرط بيشتر ندارد:

1. فردى كه به وى توسل مى‏جويند، داراى علم و شعور و قدرت باشد;

2. ميان توسل جويندگان و او ارتباط برقرار باشد;

و در توسل به انبيا و اوليايى كه از جهان درگذشته‏اند، هر دو شرط فوق (درك و شعور، و وجود ارتباط ميان ما و آنان) به دلايل روشن عقلى و نقلى، تحقق دارد.

در جايى كه، به تصريح قرآن، شهداى راه حق حيات و زندگى دارند، مسلما پيامبران و اولياى خاص الهى - كه بسيارى از ايشان خود نيز شهيد شده‏اند: از حيات برتر وبالاترى برخوردارند.

بر وجود ارتباط ميان ما و اولياى الهى دلايل بسيارى در دست است كه برخى را ذيلا يادآور مى‏شويم:

1. همه مسلمانان در پايان نماز شخص پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و سلم را خطاب قرار داده و مى‏گويند: السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته ; آيا آنان براستى كار «لغوى‏» انجام مى‏دهند و پيامبر اين همه سلام را نمى‏شنود و پاسخى نمى‏دهد؟!

2. پيامبر گرامى در جنگ بدر دستور داد اجساد مشركانرا در چاهى ريختند. سپس خود با همه آنان سخن گفت. يكى از ياران رسول خدا عرض كرد: آيا با مردگان سخن مى‏گوييد؟ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: شماها از آنان شنواتر نيستيد. (2)

3. رسول گرامى صلى الله عليه و آله و سلم كرارا به قبرستان بقيع مى‏رفت و به ارواح خفتگان در قبرستان چنين خطاب مى‏كرد: السلام على اهل الديار من المؤمنين و المؤمنات. و بر اساس روايتى ديگر مى‏فرمود: السلام عليكم دار قوم مؤمنين‏». (3)

4. امير مؤمنان على عليه السلام آنگاه كه پيامبر را غسل مى‏داد به او چنين گفت:
بابى انت و امى يا رسول الله لقد انقطع بموتك ما لم ينقطع بموت غيرك من النبوة والانباء و اخبار السماء... بابى انت و امى اذكرنا عند ربك و اجعلنا من بالك‏» (5)
پدر و مادرم فداى تو باداى رسول خدا، با مرگ تو چيزى منقطع گرديد، كه با مرگ ديگران منقطع نگرديده بود; با مرگ تو رشته نبوت و وحى گسسته شد... پدر و مادرم فداى تو باد، ما را نزد خدايت‏به ياد آور،ما را به خاطر داشته باش.

در پايان يادآور مى‏شويم كه توسل به انبيا و اوليا صورتهاى مختلفى دارد كه مشروح آن در كتب عقايد بيان شده است.
پى‏نوشتها:
=======
1. راغب در مفردات (ذيل ماده وسل) مى‏گويد: الوسيلة التوصل الى الشي‏ء برغبة و حقيقة الوسيلة الى الله مراعاة سبيله بالعلم و العبادة و تحرى مكارم الشريعة.
2.صحيح بخارى، ج‏5، باب قتل ابى جهل، سيره ابن هشام:2/292 وغيره.
3. صحيح مسلم، ج‏2، باب ما يقال عند دخول القبر.
4. صحيح بخارى، ج‏2، كتاب الجنائز، ص‏17.
5. نهج البلاغه، بخش خطبه‏ها، شماره 235.
منشور عقايد اماميه صفحه 231

موضوع جلسه اول : توسل از دیدگاه قرآن ، احادیث شیعه و سنی

بســــــــــم الله الرّحــــــمن الرّحیـــــم

 

>>>>حقــیــقــت تــوســل<<<<

چرا مستقلاً از خدا طلب حاجت نمیکنید که به دنبال واسطه میگردید ؟

توجه استدلالی ما در طلب حوائج و دفع هموم نسبت به ذات یگانه پروردگار محفوظ است ولی قرآن مجید که سند محکم و آسمانی است ما را هدایت می نماید که باید با وسیله به درگاه با عظمت او رفت . چنانچه در آیه 35 سوره مائده میفرماید :

یا ایها الذین امنوا و اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون

ای کسانیکه ایمان آورده اید تقوای خدا را پیشه کنید و وسیله ایی برای تقرب به او بجوئید و در راه او جهاد کنید ، باشد که رستگار شوید .

تفسیر :

روی سخن در این آیه افراد با ایمان هستند و  خداوند برای رستگار شدن ۳دستور داده است :

1:تقوای الهی را پیشه کنید .

2:وسیله ایی برای تقرّب به خدا انتخاب کنید .

3:جهاد کنید ، باشد که در مسیر رستگاری قرار گیرید .

منظور از وسیله چیست ؟

وسیله در اصل به معنی تقرّب جستن است و یا چیزی که باعث تقرّب به دیگری از روی علاقه و رغبت میشود . چیزی که پیش خدا ارزش دارد .

امام علی (ع) در نهج البلاغه میفرماید :

بهترین چیزی که به وسیله ی آن میتوان به خدا نزدیک شد ، ایمان به خدا ، پیامبر و جهاد در راه خدا است که قله ی کوهسار اسلام است و زکات که فریضه ی واجب است و روزه ی ماه رمضان که سپری است در برابر گناه و کیفرهای الهی ، حج و عمره که فقر و پریشانی را دور میکند و گناهان را می شوید و صله رحم که ثروت را افزایش و طول عمر را طولانی میکند ، انفاق های پنهانی که جبران گناهان می نماید و انفاق اَشکار که مرگهای ناگوار و بد را دور میکند و کارهای نیک که انسان را از سقوط نجات میدهد و نیز شفاعت پیامبران و امامان و بندگان صالح خدا که طبق نص صریح قرآن باعث تقرب به پروردگار میگردد ، همه در مفهموم وسیع توسل داخل است .

 

>>>>قـــرآن و تــوســـل<<<<

از آیات دیگر قرآن نیز به خوبی استفاده میشود که وسیله قراردادن مقام صالحی در پیشگاه خداوند و طلب چیزی از خداوند به خاطر او ، به هیچ وجه ممنوع نیست و منافات با توحید ندارد .

در آیه 64 سوره نساء می خوانیم :

اگر آنها هنگامی که به خویشتن ستم کردند به سراغ تو می آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش میکردند و تو نیز برای آنها طلب عفو میکردی خدا را توبه پذیر و رحیم می یافتند .

در آیه 97 سوره یوسف می خوانیم  :

برادران یوسف از پدر تقاضا کردند در پیشگاه خداوند برای آنها استغفار کند و یعقوب نیز این را پذیرفت .

در آیه 30و 31 سوره بقره خداوند در جریان حضرت آدم میفرمایند :

به یاد آر آنگاه که پروردگار تو به ملائکه فرمود من در زمین خلیفه برگمارم . ملائکه گفتند پروردگارا میخواهی کسانی را بگماری که فساد کنند در زمین و خون ها بریزند و حال آنکه ما خود تو را تسبیح و تقدیس میکنیم خداوند فرمود میدانم چیزی از اسرار خلقت بشر را که شما نمیدانید .

و خدای عالم همه اسماء را به آدم تعلیم فرمود آنگاه حقایق آن اسماء را در نظر فرشتگان پدید آورد و فرمود خبر دهید مرا به اسماء اینان اگر راست میگوئید .

سپس در آیه 33 خداوند فرمود : ای آدم ملائکه را به حقایق این اسماء اگاه ساز پس چون آدم ملائکه را بدان آگاه ساخت خدا به ملائکه فرمود نگفتم به شما من میدانم غیب آسمانها و زمین را و میدانم هر آنچه را که آَشکار و پنهان دارید .

که در آیات بعد میخوانیم که به ملائکه گفتیم بر آدم سجده کنید و همه سجده کردند جز شیطان که تکبر ورزید و از کافران گردید .

پس ما در اینجا می بینیم که خداوند تمام علمش را به آدم داد و به ملائکه نیز عرضه کرد که نتوانستند یاد بگیرند . پس ما نتیجه میگیریم که خداوند علمش را به پیغمبران داد و سرور تمام پیامبران حضرت محمد(ص) است . و همانطور که در این آیه بیان شد تمام انسان ها نمیتوانند مستقل و به طور مستقیم علمشان را از پرودگار بگیرند بلکه باید واسطه ایی باشد که این واسطه پیامبرانند و بعد از حضرت محمد(ص) که خاتم پیامبران است ، حضرت علی (ع) این علم را دارد.

جالب است که بدانید خداوند متعال کسی را که توسل به پیامبر را که در اصل توسل به خدا است را انجام نمی دهد منافق می داند .

وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُون‏ (منافقون/5) هنگامى كه به آنان گفته شود: «بياييد تا رسول خدا براى شما استغفار كند!»

سرهاى خود را (از روى استهزا و كبر و غرور) تكان مى‏دهند و آنها را مى‏بينى كه از سخنان تو اعراض كرده و تكبر مى‏ورزند.

زماني که اعراض و رو گرداني از طلب استغفار از پيامبر را که در حقيقت طلب شفاعت از ايشان است خداوند علامت نفاق مي داند پس قطعا طلب نمودن اين مطلب و ممارست بر آن علامت ايمان خواهد بود.

آنها كه جواب قانع كننده اى در برابر اين استدلال ها و آيات قرآن ندارند، مجبور شدند مقدارى از مواضع خود عدول نموده و توسّل به پيامبر (ص) را در زمان حياتش جايز بشمرند، ولى معتقدند كه توسّل به آن حضرت بعد از وفاتش جايز نمى باشد!

 

>>>>روایــات اســلامــی و تــوســــل<<<<

روایات متعددی هم از شیعه و هم از سنی در دست داریم که نشان میدهد معنی توسل هیچ گونه تعارضی ندارد که این روایات بسیار فراوان است . ما چند نمونه از آنها را که در کتب معروف اهل تسنن می باشد را  اشاره میکنیم :

در کتاب وفاءالوفا تالیف دانشمند معروف سنی (سمهودی) چنین آمده :

سود گرفتن  و شفاعت خواستن در پیشگاه خداوند از پیامبر و از مقام  و شخصیت او ، هم پیش از خلقت او می بوده و هم بعد از تولد او و هم بعد از رحلتش ، هم در عالم برزخ و هم در روز رستاخیز . سپس روایت معروف توسل آدم (ع) به  پیامبر اسلام را عمر بن خطاب نقل کرده است که : آدم به خاطر اطلاعی که از آفرینش پیامبر اسلام(ص) در آینده داشت ، به پیشگاه خداوند چنین عرض نمود : یا رب اسئلک بحق محمد لما غفرت لی  . یعنی پروردگارا به حق محمد(ص) از تو تقاضا میکنم که مرا ببخشی .

در کتاب التوصل الی حقیقة التوسل صفحه 215 حدیث فوق را از کتاب دلائل النبوه ـ مستدرک حاکم نیشابوری جلد 2 ص 615.

سپس حدیث دیگر از جماعت  سنت به نسای ترذوی از دانشمندان اهل سنت روایتی نقل شده است که در باب جواز توسل به پیامبر که مرد نابینایی دعا از پیامبر برای شفای بیمرای اش کرد ، پیغمبر به او  دستور داد که چنین دعا کند که : اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک محمد نبی الرحمه یا محمد انّی توجّهت بک الی ربی فی حاجتی لتقضی لی اللهم ثفعه فی... یا محمد به وسیله تو به سوی پروردگارم برای انجام حاجتم متوجه میشوم خداوندا او را شفیع من بساز...

وفاءالوفاء جلد ۳ ص ۱۳۷۰سن ترخدی جلد ۵ صفحه ۲۲۹ ، سنن کبوای نساء ، جلد ۶صفحه ۱۶۹ دارالکتب العلمه بیروت .

توسل امام شافعی به اهل بیت.

یک سوال : اگر توسل کار غلطی است چرا خلیفه ثانی اهل تسنن عمر بن خطاب با وسیله به درگاه خدا رفت و استغاثه میکرد تا نتیجه میگرفت ؟

 ابن حجر مکی در کتاب صواعق محرقه از تاریخ دمشق نقل می نماید که در سال 175 هجری قمری  مکرر مردم برای رفتند و نتیجه نگرفتند . همگی متاثر و پریشان شدند . عمربن خطاب گفت : " هر آینه فردا طلب آب میکنم به وسیله کسی که حتما خدا به واسطه او به ما آب خواهد داد ، صبح فردا که شد خلیفه عمرتودعباس عم اکرم رسول الله رفت و گفت : بیرون بیا تا ما به وسیله ی تو طلب آب نماییم از خداوند متعال . جناب عباس فرمود : عمر قدری بنشین تا وسیله فراهم نمایم.آنگاه فرستاد بنی هاشم را خبر کردند لباس پاک پوشیدند و بوی خوش استعمال نموده ، در آن حال جناب عباس بیرون آمد درحالیکه علی (ع) در جلوی او و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) طرف چپ و بنی هاشم در عقب سرش . آن گاه فرمود : یاعمر احدی با ما مخلوط مکن . پس به همین حال رفتند تا به وصل رسیدند . جناب عباس دست به مناجات برداشت عرض کرد . پروردگارا ! تو ما را خلق فرمودی و دانا بودی به آنچه ما به آن عمل می نماییم ، انگاه عرض کرد : پروردگارا هم چنان که توصل فرمودی بر ما در اول امر پس توصل نما بر ما در اخر آن .جابر میگوید : هنوز دعایش تمام نشده بود که ابرها حرکت و باران بنای باریدن گذارد .هنوز به منزلمان نرسیده بودیم که از باران خیس شدیم .

و نیز در بخاری در جلد 2 نقل می نماید که در زمان قحطی عمربن خطاب به وسیله  عباس بن عبدالمطلب طلب آب از درگاه حق تعالی نمود و عرض کرد اللهم انا توسل الیک بعم نبینا فاسقنل فیسقون"...همچنین ابن حدید مغزل درج ۲ و جلد ۱۴ می فرماید : پروردگارا ! ما توسل میجوییم به سوی تو به عموی پیغمبر و باقی مانده از پدرانش و از رجال بنی هاشم ، پس حفظ فرما تمام پیامبرت را در عمویش زیرا ما او را شفیع خود قرار داده ایم و طلب آمرزش مینماییم .

*

حکایت برخی افراد وهابی همانند کاسه داغ تر از آش است ما هم در آیات قرآن و هم روایات از اهل بیت اوردیم که توسل موجب تقرب به خدا میشود بلکه خدا نیز به ما دستور میدهد . حال ما نمیدانیم اینان از خدا بیشتر میدانند که به شیعه ایراد میگیرند در صورتیکه اگر توسل به جناب ابوبکر و یا عمر انجام گیرد جایز است مانند اینکه جناب مولی سرداری برای رفع درد دندان گفته است که نام ابوبکر را بیاوردید . ولی اگر همین شیعیان را برای یکی از امامان بگویند شرک است نتیجه میگیرم که از ایراد آنان از لحاظ مذهبی نیست بلکه یک نوع لجاجت است و هیچ استدلالی ندارد .

بنابراین یادآوری میکنیم منظور از توسل این نیست که کسی حاجتی را مستقلا از پیامبر یا امامان بخواهد بلکه منظور این است که به مقام او در پیشگاه خداوند متوسل شود و این درحقیقت توجه به ذات خداست ، زیرا احترام به پیامبر نیز به خاطر این است که او فرستاده خدا بوده و در راه او گام برداشته و ما تعجب میکنیم کسی بگوید شرک است .

ثانیا بعضی ها اصرار دارند بین حیات و وفات پیامبر وامامان تفاوت بگذارند . از نظر یک مسلمان آنان بعد از حیات مرگ برزخی دارند . قرآن در مورد شهدا میگوید :

وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فى سَبيلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

(اى پيامبر!) هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان زنده اند، و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند.

بعضا برخی از اهل سنت خصوصا وهابیان میخواهند عقاید خود را تحمیل کنند در حالیکه یک محقق نمیتواند بحث های غیر منطقی را بپذیرد . در صورتی که روایات توسل  به حدی زیاد است که ما نمیتوانیم از آن گریز کنیم .

در کافی از حضرت علی (ع) نقل شده است که :

وسیله بالاترین مقامی است که در سنت قرار دارد (کافی / جلد 8/ ص24/دارالکتب الاسلامیه)

 

>>>>دعـــای تــوســـل <<<<

" اللّهُم انّی اسئلک و اَتوَجّه الیک بنبیّک نبیّ الرّحمة محمّد صلّی اللهُ علیه و اله یا اباالقاسم یا رسول الله یا امام الرّحمة یاسیّدنا و مولینا انّا توجّهنا و استشفعنا و توسّلنا بک الی الله و قدّمناک بین یَدی حاجاتِنا یا وجیهاً عندالله اشفع لنا عندالله یا اَباالحسن یا امیرالمومنین یا علیَّ بن ابیطالِب یا حُجّة الله عَلی خلقِه یا سَیّدنا و مولینا انّا توجّهنا و استَشفعنا و توسّلنا بک الیَ الله .... "

در خطاب به آنها یا حجة الله علی خلقه گفته میشود ؛ یعنی ای حجت خدا بر خلق خدا  !

یکایک ائمه طاهرین را اسم می برند و تا آخر دعا توسل می جویند.

این قسم عموم ائمه را مخاطب قرار میدهدو همه اینها به خدا قسم میشوند که ای سید و مولای ما توجه و توسل و طلب شفاعت مینمائیم . به وسیله شما به سوی خدای تعالی . ای آبرومند نزد خدای متعال ! شفاعت بنما من را نزد خداوند متعال تا  آخر دعا که عموم خانواده رسالت را مخاطب قرار میدهد و میگوید :

" یا سادَتی وَ مَوالیَّ اِنّی تَوَجهَّتُ بکُم ائَمِتَّی وَ عُدَّتی لیومِ فَقری و حاجَتی اِلَی اللهِ وَ توَّسلت بکم الَی الله و استَشفَعتُ بکُم الِیَ اللهِ فَاشفَعوالی عِندَ اللهِ وَ استَنقِذونی من ذُنُوبی  عنِدالله فانّکُم وسیلتی الَی الله وَ بحبّکم وبقُربکُم اَرجو نجاة مِن الله فَکوُنوُ عِنداللهِ رجائی یا سادتَی یا اولیاء اللهِ صَلیَّ اللهُ علیهم اَجمعین و لَعَنَ اللهُ اَعداء اللهِ ظالمیهم من الاوَّلین و الاخِرین آمین یا ربَّ العالمینَ . "

پس آل محمد در تمام ادوار از زمان پیغمبر زمانند و اینان وسایل عبادت  به سوی خدا بودند و ما هم برای انها استقلالی در برآوردن حوائج  قائل نیستیم .  ما آنها را عباد الصالحین و امامان برحق و مقربین درگاه حق تعالی دانسته لذا واسطه ی بین خود و خدا قرار میدهیم و بزرگترین دلیل بر این معنا کتب ادعیه ی ما می باشد که در تمام ادعیه ما ماثوره ....

 

پی نوشت : گل و خاک شهیدان با غم زهرا نوشتند / خوشا آنانکه با خون نام یا زهرا نوشتند

ایام تسلیت - التماس دعا

                                                               منتظر نظرات شما هستیم .

                                                               مدیر وبلاگ : سعید مرادی وفا